تبليغاتX
دو عاشق يک دل - گناه كردم...

 دو عاشق يک دل

اشعار عاشقونه ی دو عاشق که دارن به سختی به هم ميرسن

گناه كردم، گناهي پر از لذت
درآغوشي كه گرم و آتشين بود

گناه كردم، ميان بازواني
كه داغ و كينه جوي و آهنين بود

در آن خلوتگاه تاريك و خاموش
گناه كردم، چشم پر از رازش

دلم در سينه بي تابانه لرزيد
ز خواهش هاي چشم پر نيازش

در آن خلوتگاه تاريك و خاموش
پريشان در كنار او نشستم

لبش بر روي لبهايم هوس ريخت
ز اندوه دل ديوانه ی رستم

فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق
تو را مي خواهم اي جانانه ی من

تو را مي خواهم اي آغوش جانبخش
تو را اي عاشق ديوانه ی من

هوس در ديدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد

تن من در ميان بستر نرم
بر روي سينه اش مستانه لرزيد

گناه كردم، گناهي پر از لذت
كنار پيكري لرزان و مدهوش

خداوندا چه مي دانم چه كردم
در آن خلوتگاه تاريك و خاموش

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 14:45 توسط دو عاشق يک دل |