تبليغاتX
دو عاشق يک دل

 دو عاشق يک دل

اشعار عاشقونه ی دو عاشق که دارن به سختی به هم ميرسن


گذر زمان ويرانگر خاطره هاست ...



 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:37 توسط دو عاشق يک دل |

ما باید به یکدیگر عشق بورزیم آنهم عشق شگرف ولی فارغ از عاطفی بودن و این عشق عشقی است که سعی نکنیم نسبت به همدیگر احساس مالکیت داشته باشیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:36 توسط دو عاشق يک دل |

تو نیستی هفت سینم چیدن نداره
می گن عید ولی دیدن نداره

ببین قلبم شکست اما نترسی
ترقه بازی که ترسیدن نداره

یکی خواستش دل و چیزی نگفتم
دل خالی که دزدیدن نداره

تو این دیوونه رو باز امتحان کن
ولی عاشق که سنجیدن نداره

می گی که شاید خوابم رو ببینی
چشای خیس که خوابیدن نداره

می گم که چشم تو باشه قبله من؟
می گی چش که پرستیدن نداره

هوای چشمم امشب ابر ابره
ولیکن نای باریدن نداره

نگات کاش چشمه بود و مال من بود
حالا دریاست و نوشیدن نداره

ازت خواستم پرسم اما دیدم
جواب نه که پرسیدن نداره

چه لبخندی زدی به گریه من
عزیزم گریه خندیدن نداره

نتیجه این که ما باید جدا شیم
حقیقت تلخه رنجیدن نداره
 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:36 توسط دو عاشق يک دل |

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:35 توسط دو عاشق يک دل |

خانه ام مي گويد: ترکم مکن که گذشته ات در من نهفته است.

راه نيز مي گويد: در پي من بيا که آينده ات منم.

اما من به خانه و راه مي گويم: مرا گذشته و آينده اي نيست. اگر بمانم، در ماندنم رفتن است و اگر بروم، در رفتنم ماندن، که تنها محبت و مرگ، همه چيز را دگرگون توانند کرد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:31 توسط دو عاشق يک دل |

شايد يه روز همه چيز درست بشه ...

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:30 توسط دو عاشق يک دل |

دلم گرفته آسمون

نمي تونم گريه كنم

شكنجه ميشم از خودم

نمي تونم شكوه كنم

انگاري كوه غصه ها

رو سينه ي من اومده

آخ داره باورم ميشه

خنده به ما نيومده

_SH_

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:29 توسط دو عاشق يک دل |


هوای رفتن میکنی وقتی که محتاج توام
گلامو پرپر میکنی وقتی گرفتار توام

دفتر خاطراتمو با اون چشات پس میزنی
بغض صدای خستمو ببین چه ساده میشکنی

بهونه ی بودن من
چه خوبه با تو زندگی

قسمت تو سفر شدو
قسمت من آوارگی

بهونه ی خوندن من
با رفتنت چی کار کنم؟

به جای خوندن به خدا
فقط باید دعا کنم!!!!!

با رفتنت این عاشقی میمیره و تباه میشه
شهر آرزوهامونم میسوزه و نم نم آب میشه

برو عزیز تو هم برو، دنیای بی وفایی
فقط اینو بدون عزیز، اون بالا هم خدایی

_SH_

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:28 توسط دو عاشق يک دل |

آخ که چه لذتی داره ناز چشاتو کشیدن

رفتن یه راهه دشوار واسه هرگز نرسیدن

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:28 توسط دو عاشق يک دل |

ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم، شعرم به آتش سوختی

ای دو چشمانت چمن زاران من
باغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از این گر که در خود داشتم
هر کسی را، تو نمی انگاشتم

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه ام از عطر تو سنگین شده

ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه خویش

ای تپش ها ی تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من



 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 12:27 توسط دو عاشق يک دل |